سفارش تبلیغ
صبا ویژن
تاریخ : چهارشنبه 93/5/22 | 12:37 صبح | نویسنده : رویا

شاید یادت نیاد!


لبخند های  گاه و بی گاه!


غصه هایی که در دو پاراگراف شعر خلاصه میشد!


گریه هایی که در شکلک های مجازی ریخته میشد!


شاید حتی  تک تک جملات بی سرو ته که داشتیم از ذهنت


بیرون رفته باشه!


شاید ادبیات من هم یادت نیاد! 

 

من هنوز تیکه کلامتم یادمه!!

 

یادته؟ مسخره !پوزخند


یا عشق با محبت یا قطره های اشکی که به خاطر ترس

 

 

از اینده روی گونه هام روان میشد!


ماه ها سال ها روزها گذشت 


شاهد لبخندها و اشکهامون  بودیم


 شاید هیچکدوم یادت نیاد!


اشکالی نداره من یادم هست


جای هردومون یادم هست


یاد لبخند هات .....خنده هام


یاد غصه هات .....گریه هام


اینقدر یادم هست که الان تیکه کلامم شده یادش بخیر!


یادش بخیر!


یادش بخیر!


یادش بخیر!


و شاید باید نوشت!


یادت بخیر.......گل تقدیم شما


 



تاریخ : چهارشنبه 93/5/22 | 12:16 صبح | نویسنده : رویا

 

 

 

 



تاریخ : چهارشنبه 93/5/22 | 12:14 صبح | نویسنده : رویا

 

 

 



تاریخ : یکشنبه 93/5/19 | 5:2 صبح | نویسنده : رویا

 

این پست را ســــــکوت می کنم تو بنویس !

 

 

تو بنویس .........

 

 از دلتنگی هایتــــــ،

 

از دردهایتــــــ ،

 

از حــــرف هایت ... 

 

از هرچه دلتـــــ می گوید !

 

بنویس برایم..........

 

 



تاریخ : یکشنبه 93/5/19 | 4:49 صبح | نویسنده : رویا

 

مرد از زن خیلی تنهاتره! 

 

مرد لاک به ناخوناش نمیزنه که هروقت دلش یه جوری شد،

 

دستشو باز کنه و ناخوناشو نگاه کنه و ته دلش

 

از خودش خوشش بیاد! 

 

مرد موهاش بلند نیست که توی بی کَـسی کوتاهش

 

کنه و اینجوری لج کنه با هم? دنیا! 

 

مرد نمیتونه وقتی دلش گرفت زنگ بزنه به

 

دوستش و گریه کنه و خالی شه! 

 

مرد حتی دردهاشو اشک که نه،یه اخـمِ خشن

 

میکنه و میچسبونه به پیشونیش! 

 

یه وقتایی ، یه جاهایی ، به یه کسایی باید گفت : 

 

"میـــــــــــــم ... مثلِ مـــــرد

 



تاریخ : یکشنبه 93/5/19 | 4:41 صبح | نویسنده : رویا

گاهی ارزش داره از همه چیزت بگذری تا لبخند رو به لبای یکی هدیه کنی 

 

گاهی میتونی با یه کار کوچیک همون لبخند رو بکاری رو لباش 
 

گاهی مهم اینه که بخوای بخندونی  

اون وقت خدا هم میخنده  

گاهی از خودت بگذر ... فقط گاهی ...

 




تاریخ : پنج شنبه 93/5/16 | 1:56 صبح | نویسنده : رویا

 

 


یکی هست تو قلبم که هرشب واسه اون مینویسم و اون خوابه


 

نمیخوام بدونه واسه اونه که قلب من این همه بی تابه


 

یه کاغذ یه خودکار دویاره شده همدم این دل دیوونه


 

یه نامه که خیسه پر از اشکه و کسی بازم اونو نمی خونه


 

یه روز همینجا توی اتاقم یه دفعه گفت داره میره


 

چیزی نگفتم آخه نخواستم دلشو غصه بگیره


 

گریه میکردم  درو که میبست میدونستم که میمیرم


 

اون عزیزم بود نمی تونستم جلویه راشو بگیرم


 

میترسم یه روزی برسه که اونو نبینم بمیرم تنها


 

خدایا کمک کن نمیخوام بدونه دارم جون میکنم اینجا


 

سکوت اتاقو داره میشکنه تیک تاکه ساعت رو دیوار


 

دوباره نمیخوام بشه باور من که دیگه نمیاد انگار  





 



تاریخ : چهارشنبه 93/5/15 | 12:21 صبح | نویسنده : رویا

 


پروردگارا

 


آرامش را همچون دانه های برف


آرام و بیصدا


به سرزمین قلب کسانیکه برایم عزیزند


بباران



تاریخ : چهارشنبه 93/5/15 | 12:11 صبح | نویسنده : رویا

 

 

 

عمقِ احساسُ نمیشه نوشت !

مثل درکـــ خوابیدن کنار ساحلُ شنیدن صدای دریا ؛

مثل قدمــ زدن زیر بارون ؛ بدون چتر !

مثل لذت پرواز تو آسمون آبی ؛



تاریخ : چهارشنبه 93/5/15 | 12:1 صبح | نویسنده : رویا

 

آخـــــرین فـــــردی کـــــه ,

درســـــت قبـــــل از خـــــواب ,

در مـــــوردش فکـــــر می کنیـــــد ...

کســـــی اســـــت کـــــه ,

" قلــ♥ــب " شمـــــا بـــــه او تعلـــــق دارد .........!

 



هدایت به بالا

کد هدایت به بالا

قالب وبلاگ | قالب
گالری عکس
دریافت همین آهنگ

قالب وبلاگ